خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۲۳۴۳

غزل شمارهٔ ۲۳۴۳

ایا خورشید بر گردون سواره

به حیله کرده خود را چون ستاره

گهی باشی چو دل اندر میانه

گهی آیی نشینی بر کناره

گهی از دور دور استاده باشی

که من مرد غریبم در نظاره

گهی چون چاره غم‌ها را بسوزی

گهی گویی که این غم را چه چاره

تو پاره می‌کنی و هم بدوزی

که دل آن به که باشد پاره پاره

گهی دل را بگریانم چو طفلان

مرا گویی بجنبان گاهواره

گهی بر گیریم چون دایگان تو

گهی بر من نشینی چون سواره

گهی پیری نمایی گاه دومو

زمانی کودک و گه شیرخواره

زبونم یا زبونم تو گرفتی

زهی عیار و چست و حیله باره

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.