خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۲۲۶۸

غزل شمارهٔ ۲۲۶۸

یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدوا

و استفتشوا من یسعد یلقون این السید

العشق نور مرتفع و السر نعم المکترع

نهر الهوی لا ینقطع نار الهوی لا تخمد

لا عشق الا بالجوی من کان فی سقم الهوی

ان قیل طار فی الهوا لا تنکرو لا تعبدوا

العشق ما فی رقه خیر لکم من عتقه

جفن بکا فی عشقه لا تحسبوه ترمد

امر المحبین انطوی امراضهم خیر الدوا

ما لم یضلوا فی الهوی لا تزعمو ان یهتدوا

اصحابنا لا تیأسوا بعد الجوی مستانس

غیر الهوی لا تلبسو غیر الهوی لا ترتدوا

سحر الهوی مقعوده نار الجوی موقوده

ذانعمه مفقوده حرمان من لا یجهد

نادیت یوم الملتقی اذ حار عقلی و التقی

هذا بقاء فی البقا هذا نعیم سرمد

ان فاتکم لا تفعلوا و استفتشوه و اعقلوا

لا ترقدوا لا تأکلوا ما لم تروا لا تعبدوا

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.