خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۲۱۰۵

غزل شمارهٔ ۲۱۰۵

ساقی من خیزد بی‌گفت من

آرد آن باده وافر ثمن

حاجت نبود که بگویم بیار

بشنود آواز دلم بی‌دهن

هست تقاضاگر او لطف او

و آن کرم بی‌حد و خلق حسن

ماه برآید تو مگویش برآ

بر تو زند نور مگویش بزن

ای به گه بزم بهین عیش و نوش

وی به گه رزم مهین صف شکن

از پی هر گمره نیکو دلیل

وز پی محبوس چه‌ای خوش رسن

عالم همچون شب و تو همچو ماه

تو مثل شمعی و جان‌ها لگن

جان مثل ذره بود بی‌قرار

با تو شود ساکن نعم السکن

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.