خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۹۴۴

غزل شمارهٔ ۱۹۴۴

چون ببینی آفتاب از روی دلبر یاد کن

چون ببینی ابر را از اشک چاکر یاد کن

چون ببینی ماه نو را همچو من بگداخته

از برای جان خود زین جان لاغر یاد کن

درنگر در آسمان وین چرخ سرگردان ببین

حال سرگردان این بی‌پا و بی‌سر یاد کن

چون جهان تاریک بینی از سپاه زنگ شب

از اسیران شب هجران کافر یاد کن

چون ببینی نسر طایر بر فلک بر آتشین

ز آتش مرغ دل سوزیده شهپر یاد کن

چون ببینی بر فلک مریخ خون آشام را

چشم مریخی خون آشام پرشر یاد کن

لب ببند و خشک آر و هر چه بینی خشک و تر

در لب و چشمم نگر زان خشک و زین‌تر یاد کن

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.