خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۷۶۳

غزل شمارهٔ ۱۷۶۳

ما که باده ز دست یار خوریم

کی چو اشتر گیاه و خار خوریم

ایمنیم از خمار مرگ ایرا

می باقی بی‌خمار خوریم

جام مردان بیار تا کامروز

بی‌محابا و مردوار خوریم

به دم ناشمرده زنده شویم

اندر آن دم که بی‌شمار خوریم

ساقیا پای دار تا ز کفت

می سرجوش پایدار خوریم

پی این شیر مست می پوییم

تا کباب از دل شکار خوریم

زان دیاریم کز حدث پاک است

روزی پاک از آن دیار خوریم

نه چو کرکس اسیر مرداریم

نه چو لک لک ز حرص مار خوریم

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.