خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۶۶۹

غزل شمارهٔ ۱۶۶۹

آتشی نو در وجود اندرزدیم

در میان محو نو اندرشدیم

نیک و بد اندر جهان هستی است

ما نه نیکیم ای برادر نی بدیم

هر چه چرخ دزد از ما برده بود

شب عسس رفتیم و از وی بستدیم

ما یکی بودیم با صد ما و من

یک جوی زان یک نماند و ما صدیم

از خودی نارفته نتوان آمدن

از خودی رفتیم وانگه آمدیم

قد ما شد پست اندر قد عشق

قد ما چون پست شد عالی قدیم

پیشه مردی ز حق آموختیم

پهلوان عشق و یار احمدیم

بیست و نه حرف است بر لوح وجود

حرف‌ها شستیم و اندر ابجدیم

سعد شمس الدین تبریزی بتافت

وز قران سعد او ما اسعدیم

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.