خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۴۷۹

غزل شمارهٔ ۱۴۷۹

آن خانه که صد بار در او مایده خوردیم

بر گرد حوالی گه آن خانه بگردیم

ماییم و حوالی گه آن خانه دولت

ما نعمت آن خانه فراموش نکردیم

آن خانه مردی است و در او شیردلانند

از خانه مردی بگریزیم چه مردیم

آن جا همه مستی است و برون جمله خمار است

آن جا همه لطفیم و دگر جا همه دردیم

آن جا طرب انگیزتر از باده لعلیم

وین جا بد و رخ زردتر از شیشه زردیم

آن جای به گرمی همه خورشید تموزیم

وین جای به سردی همه چون بهمن سردیم

آن جا همه آمیخته چون شکر و شیریم

وین جا همه آویخته در جنگ و نبردیم

آن جا شه شطرنج بساط دو جهانیم

وین جا همه سرگشته‌تر از مهره نردیم

چرخی است کز آن چرخ چو یک برق بتابد

بر چرخ برآییم و زمین را بنوردیم

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.