خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۴۷۸

غزل شمارهٔ ۱۴۷۸

المنه لله که ز پیکار رهیدیم

زین وادی خم در خم پرخار رهیدیم

زین جان پر از وهم کژاندیشه گذشتیم

زین چرخ پر از مکر جگرخوار رهیدیم

دکان حریصان به دغل رخت همه برد

دکان بشکستیم و از آن کار رهیدیم

در سایه آن گلشن اقبال بخفتیم

وز غرقه آن قلزم زخار رهیدیم

بی‌اسب همه فارس و بی‌می همه مستیم

از ساغر و از منت خمار رهیدیم

ما توبه شکستیم و ببستیم دو صد بار

دیدیم مه توبه به یک بار رهیدیم

زان عیسی عشاق و ز افسون مسیحش

از علت و قاروره و بیمار رهیدیم

چون شاهد مشهور بیاراست جهان را

از شاهد و از برده بلغار رهیدیم

ای سال چه سالی تو که از طالع خوبت

ز افسانه پار و غم پیرار رهیدیم

در عشق ز سه روزه وز چله گذشتیم

مذکور چو پیش آمد از اذکار رهیدیم

خاموش کز این عشق و از این علم لدنیش

از مدرسه و کاغذ و تکرار رهیدیم

خاموش کز این کان و از این گنج الهی

از مکسبه و کیسه و بازار رهیدیم

هین ختم بر این کن که چو خورشید برآمد

از حارس و از دزد و شب تار رهیدیم

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.