خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۳۶۲

غزل شمارهٔ ۱۳۶۲

لجکنن اغلن هی بزه کلکل

دغدن دغدا هی کزه کلکل

آی بکی سنسن کن بکی سنسن

بی‌مزه کلمه بامزه کلکل

لذ لحبی من حرکاتی

ارسل کنزا للصدقات

خلص روحی من هفواتی

اعتق قلبی من شبکاتی

رفتم آن جا لنگان لنگان

شربت خوردم پنگان پنگان

دیدم آن جا قومی شنگان

گشته ز ساغر خیره و دنگان

صورت عشقی صاحب مخزن

شوخ جهانی رندی و رهزن

آتش جان را سنگی و آهن

هر که نه عاشق ریشش برکن

یا رحمونا منه صبونا

یا رهبونا عز علینا

صدر صدور جاء الینا

بدر بدور بات لدینا

دنب خری تو ای خر ملعون

نی کم گردی نی شوی افزون

ای دل و جانم از کژی تو

وز فن و مکرت خسته و پرخون

لاح صباحی طیب حالی

جاء ربیعی هب شمالی

خصب غصنی ماء زلالی

اسکر قلبی خمر وصال

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.