خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۳۶۱

غزل شمارهٔ ۱۳۶۱

عمرک یا واحدا فی درجات الکمال

قد نزل الهم بی یا سندی قم تعال

چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال

تا تو بمانی چو عشق در دو جهان بی‌زوال

یا فرجی مونسی یا قمر المجلس

وجهک بدر تمام ریقک خمر حلال

چند کشی بار هجر غصه و تیمار هجر

خاصه که منقار هجر کند تو را پر و بال

روحک بحر الوفا لونک لمع الصفا

عمرک لو لا التقی قلت ایا ذا الجلال

آه ز نفس فضول آه ز ضعف عقول

آه ز یار ملول چند نماید ملال

تطرب قلب الوری تسکرهم بالهوی

تدرک ما لا یری انت لطیف الخیال

آنک همی‌خوانمش عجز نمی‌دانمش

تا که بترسانمش از ستم و از وبال

تدخل ارواحهم تسکر اشباحهم

تجلسهم مجلسا فیه کؤوس ثقال

جمله سؤال و جواب زوست و منم چون رباب

می زندم او شتاب زخمه که یعنی بنال

تصلح میزاننا تحسن الحاننا

تذهب احزاننا انت شدید المحال

یک دم آواز مات یک دم بانگ نجات

می زند آن خوش صفات بر من و بر وصف حال

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.