خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۳۵۱

غزل شمارهٔ ۱۳۵۱

شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال

چشمه و سبزه مقام شوخی و دزدی حلال

رهزنی آن کس کند کو نشناسد رهی

خانه دغل او بود کو نشناسد جمال

اهل جهان عنکبوت صید همه خرمگس

هیچ از ایشان مگو تام نگیرد ملال

دزد نهان خانه را شاهد و غماز کیست

چهره چون زعفران اشک چو آب زلال

اشک چرا می‌دود تا بکشد آتشی

زرد چرا می‌شود تا بکند وصف حال

اشک و رخ عاشقان می‌کشدت که بیا

پیشگه عشق رو خیز ز صف نعال

زردی رخ آینه‌ست سرخی معشوق را

اشک رقم می‌کشد بر صحف خط و خال

این همه خوبی و کش بر رخ خاک حبش

تافته از ماه غیب پرتو نور کمال

صبر کن این یک دو روز با همه فر و فروز

بازرود سوی اصل بازکند اتصال

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.