خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۳۴۷

غزل شمارهٔ ۱۳۴۷

سوی آن سلطان خوبان الرحیل

سوی آن خورشید جانان الرحیل

کاروان بس گران آهنگ کرد

هین سبکتر ای گرانان الرحیل

سوی آن دریای مردی و بقا

مردوار ای مردمان هان الرحیل

آفتاب روی شه عالم گرفت

صبح شد ای پاسبانان الرحیل

همچو مرغان خلیلی سوی سر

زانک بی‌سر نیست سامان الرحیل

سوی اصل خویش یعنی بحر جان

جمع یاران همچو باران الرحیل

ای شده بگلربگان ملک غیب

کمترینه عاشق قان الرحیل

خانه و فرزند و بستر ترک کن

اسپ و استر زین و پالان الرحیل

پیش شمس الدین تبریزی شاه

خاک بی‌جان گشته با جان الرحیل

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.