خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۳۲۱

غزل شمارهٔ ۱۳۲۱

ایا هوای تو در جان‌ها سلام علیک

غلام می‌خری ارزان بها سلام علیک

ایا کسی که هزاران هزار جان و روان

همی‌کشند ز هر سو تو را سلام علیک

به وقت خواندن آن نامه‌های خون آلود

بخوان ز جانب این آشنا سلام علیک

تو می‌خرامی و خورشید و ماه در پی تو

همی‌دوند که‌ای خوش لقا سلام علیک

به خاک پای تو هر دم همی‌کنند پیغام

هزار چشم که ای توتیا سلام علیک

تو تیزگوش تری از همه که هر نفست

ز غیب می‌رسد از انبیا سلام علیک

سلام خشک نباشد خصوص از شاهان

هزار خلعت و هدیه‌ست با سلام علیک

چنانک کرد خداوند در شب معراج

به نور مطلق بر مصطفی سلام علیک

زهی سلام که دارد ز نور دنب دراز

چنین بود چو کند کبریا سلام علیک

گذشت این همه ای دوست ماجرا بشنو

ولیک پیشتر از ماجرا سلام علیک

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.