خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۲۷۹

غزل شمارهٔ ۱۲۷۹

باز درآمد طبیب از در ایوب خویش

یوسف کنعان رسید جانب یعقوب خویش

بهر سفر سوی یار خانه برانداخت دل

دید که خود بود دل خانه محبوب خویش

دل چو فنا شد در او ماند وی او کشف شد

آنچ بگفت او منم طالب و مطلوب خویش

شکر که عیسی رسید عازر ما زنده شد

شکر که موسی نمود معجزه خوب خویش

شکر که موسی برست از همه فرعونیان

شکر که عاشق رسید در کنف خوب خویش

شکر که خورشید عشق از سوی مشرق بتافت

در دل و جان‌ها فکند آتش و آشوب خویش

شکر که ساقی غیب شست به می جمله عیب

شکر که طالب رهید از غم دلکوب خویش

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.