خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۲۶۹

غزل شمارهٔ ۱۲۶۹

آینه‌ام من آینه‌ام من تا که بدیدم روی چو ماهش

چشم جهانم چشم جهانم تا که بدیدم چشم سیاهش

چرخ زمین شد چرخ زمین شد جنت مأوی راحت جان‌ها

تا که برآمد تا که برآمد بر که جودی خیل و سپاهش

پشت قوی شد پشت قوی شد اختر دولت عدل و عنایت

چون نشود شه چون نشود شه آنک تو باشی پشت و پناهش

شوره زمینی شوره زمینی کز تو کشد او آب بهاری

سبزتر آمد سبزتر آمد از همه جاها کشت و گیاهش

روی چو ماهت روی چو ماهت بست گرو دی با مه و اختر

گشت گروگان گشت گروگان ماه و سما را زلف سیاهش

سلسله جنبان سلسله جنبان گشت برادر این دل مجنون

چون بنشورد چون بنشورد آن مجنون کش شد سر ماهش

دم مزن ای جان دم مزن ای جان برخور کآمد روز مبارک

کیست مبارک کیست مبارک آن که ببیند هم ز پگاهش

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.