خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۲۳۸

غزل شمارهٔ ۱۲۳۸

امروز خوش است دل که تو دوش

خون دل ما بخورده‌ای نوش

ای دوش نموده روی چون ماه

و امروز هزار شکل و روپوش

دل سجده کنان به پیش آن چشم

جان حلقه شده به پیش آن گوش

هر لحظه اشارتی که هش دار

هش می‌خواهی ز مرد بی‌هوش

سرنای توام مرا تو گویی

من در تو فرودمم تو مخروش

از بیم تو گشته شیر گربه

در خاک خزیده صبر چون موش

هر ذره کنار اگر گشاید

خورشید نگنجد اندر آغوش

خورشید چو شد تو را خریدار

ای ذره به نقد نسیه بفروش

باقی غزل مگو که حیفست

ما در گفتار و دوست خاموش

لیکن چه کنم که رسم کهنه‌ست

دریا خاموش و موج در جوش

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.