خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۱۶۹

غزل شمارهٔ ۱۱۶۹

هست کسی صافی و زیبانظر

تا بکند جانب بالا نظر

هست کسی پاک از این آب و گل

تا بکند جانب دریا نظر

پا بنهد بر کمر کوه قاف

تا بزند بر پر عنقا نظر

تا که نظر مست شود ز آفتاب

تا بشود بی‌سر و بی‌پا نظر

هست کسی را مدد از نور عشق

تا فتدش جمله بدان جا نظر

آب هم از آب مصفا شود

هم ز نظر یابد بینا نظر

جمله نظر شو که به درگاه حق

راه نیابد مگر الا نظر

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.