خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۱۶۷

غزل شمارهٔ ۱۱۶۷

مست توام نه از می و نه از کوکنار

وقت کنارست بیا گو کنار

برجه مستانه کناری بگیر

چون شجر و باد به وقت بهار

شاخ تر از باد کناری چو یافت

رقص درآمد چو من بی‌قرار

این خبر افتاد به خوبان غیب

تا برسیدند هزاران نگار

لاله رخ افروخته از که رسید

سنبله پا به گل از مرغزار

سوسن با تیغ و سمن با سپر

سبزه پیادست و گل تر سوار

فندق و خشخاش به دست آمده

نعنع و حلبو به لب جویبار

جدول هر گونه حویجی جدا

تا مددی یابد از یار یار

کرده دکان‌ها همه حلواییان

پرشکر و فستق از بهر کار

میوه فروشان همه با طبل‌ها

بر سر هر پشته فشانده ثمار

لیک ز گل گوی که همرنگ اوست

جمله ز بو گو که پریست یار

بلبل و قمری و دو صد نوع مرغ

جانب باغ آمده قادم یزار

می‌زندم نرگس چشمک خموش

خطبه مرغان چمن گوش دار

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.