خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۱۵۰

غزل شمارهٔ ۱۱۵۰

به خدمت لبت آمد به انتجاع شکر

که از لب شکرین بخش یک دو صاع شکر

تو ارتقا به سخا جو مگو نه گو آری

نظر مکن که نیی یافت ارتفاع شکر

لب تو است که شکر ز عین او روید

نه منتظر که رسید نسیه از بقاع شکر

شکر به وقت شکر خوردنت نصیبی یافت

که بر مذاق دهان‌ها بود مطاع شکر

ببسته‌ای دو لب امروز زان همی‌ترسم

که از غم تو بماند ز انتفاع شکر

زهی نبات که دارد لب تو کز وی شد

امیر جمله نباتات بی‌نزاع شکر

دهان ببندم و بسته شکر همی‌خایم

که تا به جان برسد خوش به ابتلاع شکر

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.