خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۱۴۰

غزل شمارهٔ ۱۱۴۰

بیامدیم دگربار چون نسیم بهار

برآمدیم چو خورشید با صد استظهار

چو آفتاب تموزیم رغم فصل عجوز

فکنده غلغل و شادی میانه گلزار

هزار فاخته جویان ما که کو کوکو

هزار بلبل و طوطی به سوی ما طیار

به ماهیان خبر ما رسید در دریا

هزار موج برآورد جوش دریابار

به ذات پاک خدایی که گوش و هوش دهد

که در جهان نگذاریم یک خرد هشیار

به مصطفی و به هر چار یار فاضل او

که پنج نوبت ما می‌زنند در اسرار

بیامدیم ز مصر و دو صد قطار شکر

تو هیچ کار مکن جز که نیشکر مفشار

نبات مصر چه حاجت که شمس تبریزی

دو صد نبات بریزد ز لفظ شکربار

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.