خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۱۳

غزل شمارهٔ ۱۱۳

ای مطرب دل برای یاری را

در پرده زیر گوی زاری را

رو در چمن و به روی گل بنگر

همدم شو بلبل بهاری را

دانی چه حیات‌ها و مستی‌هاست

در مجلس عشق جان سپاری را

چون دولت بی‌شمار را دیدی

بسپار بدو دم شماری را

ای روح شکار دلبری گشتی

کو زنده کند ابد شکاری را

ای ساقی دل ز کار واماندم

وقتست بده شراب کاری را

آراسته کن مرا و مجلس را

کراسته‌ای شرابداری را

بزمیست نهان چنین حریفان را

جا نیست دگر شرابخواری را

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.