خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۱۱۲

غزل شمارهٔ ۱۱۱۲

بر منبرست این دم مذکر مذکر

چون چشمه روانه مطهر مطهر

بر منبری بلندی دانای هوشمندی

بر پای منبر او مکرر مکرر

هر لفظ او جهانی روشن چو آسمانی

بگشاده در بیانی مقرر مقرر

زین گونه درگشایی داده تو را رهایی

از حبس خاکدانی مکدر مکدر

بنهاده نردبانی از صنعت زبانی

بر بام آسمانی مدور مدور

نور از درون هیزم بیرون کشید آتش

آتش ز خود نیامد منور منور

آتش به فعل مردم زاید ز سنگ و آهن

و اختر به امر زاید مدبر مدبر

مر هر پیمبری را بودست معجز نو

چون نیست معجزه او مشهر مشهر

مسعود از اوست نحسی فردوس از او است حبسی

محکوم از اوست نفسی مزور مزور

این منبر و مذکر در نفس توست در سر

اما در این طلب تو مقصر مقصر

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.