خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۱۰۷

غزل شمارهٔ ۱۱۰۷

در چمن آیید و بربندید دید

تا نیفتد بر جماعت هر نظر

من زیان‌ها کرده‌ام من دیده‌ام

زخم‌ها از چشم هر بی‌پا و سر

چشم بد دیدیم ما کز زخم او

روسیه گردد عیان شمس و قمر

دور باد از رزم شیران چشم سگ

دور باد از مهد عیسی کون خر

تیر پرانست از چشم بدان

خلوت آمد تیر ایشان را سپر

لیک چشم نیک و بد آمیخته‌ست

قلب را هر کس بنشناسد ز زر

زاهدانش آه‌ها پنهان کنند

خلوتی جویند در وقت سحر

لیک این مستان به حکم خود نیند

نیستشان جز حفظ حق حصنی دگر

باد کم پران مزن لاف خوشی

باد آرد خاک و خس را در بصر

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.