خانه | مولوی | دیوان شمس | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۰۴۰

غزل شمارهٔ ۱۰۴۰

جفا از سر گرفتی یاد می‌دار

نکردی آن چه گفتی یاد می‌دار

نگفتی تا قیامت با تو جفتم

کنون با جور جفتی یاد می‌دار

مرا بیدار در شب‌های تاریک

رها کردی و خفتی یاد می‌دار

به گوش خصم می‌گفتی سخن‌ها

مرا دیدی نهفتی یاد می‌دار

نگفتی خار باشم پیش دشمن

چو گل با او شکفتی یاد می‌دار

گرفتم دامنت از من کشیدی

چنین کردی و رفتی یاد می‌دار

همی‌گویم عتابی من به نرمی

تو می‌گویی به زفتی یاد می‌دار

فتادی بارها دستت گرفتم

دگرباره بیفتی یاد می‌دار

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.