خانه | مولوی | مثنوی معنوی | دفتر ششم | بخش ۶۷ – فاش شدن خبر این گنج و رسیدن به گوش پادشاه

بخش ۶۷ – فاش شدن خبر این گنج و رسیدن به گوش پادشاه

پس خبر کردند سلطان را ازین

آن گروهی که بدند اندر کمین

عرضه کردند آن سخن را زیردست

که فلانی گنج‌نامه یافتست

چون شنید این شخص کین با شه رسید

جز که تسلیم و رضا چاره ندید

پیش از آنک اشکنجه بیند زان قباد

رقعه را آن شخص پیش او نهاد

گفت تا این رقعه را یابیده‌ام

گنج نه و رنج بی‌حد دیده‌ام

خود نشد یک حبه از گنج آشکار

لیک پیچیدم بسی من هم‌چو مار

مدت ماهی چنینم تلخ‌کام

که زیان و سود این بر من حرام

بوک بختت بر کند زین کان غطا

ای شه پیروزجنگ و دزگشا

مدت شش ماه و افزون پادشاه

تیر می‌انداخت و برمی‌کند چاه

هرکجا سخته کمانی بود چست

تیر داد انداخت و هر سو گنج جست

غیر تشویش و غم و طامات نی

هم‌چو عنقا نام فاش و ذات نی

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.