خانه | مولوی | مثنوی معنوی | دفتر پنجم | بخش ۱۵۸ – نواختن سلطان ایاز را

بخش ۱۵۸ – نواختن سلطان ایاز را

ای ایاز پر نیاز صدق‌کیش

صدق تو از بحر و از کوهست بیش

نه به وقت شهوتت باشد عثار

که رود عقل چو کوهت کاه‌وار

نه به وقت خشم و کینه صبرهات

سست گردد در قرار و در ثبات

مردی این مردیست نه ریش و ذکر

ورنه بودی شاه مردان کیر خر

حق کرا خواندست در قرآن رجال

کی بود این جسم را آنجا مجال

روح حیوان را چه قدرست ای پدر

آخر از بازار قصابان گذر

صد هزاران سر نهاده بر شکم

ارزشان از دنبه و از دم کم

روسپی باشد که از جولان کیر

عقل او موشی شود شهوت چو شیر

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.