خانه | مولوی | مثنوی معنوی | دفتر پنجم | بخش ۱۳ – بیان آنک نور که غذای جانست غذای جسم اولیا می‌شود تا او هم یار می‌شود روح را کی اسلم شیطانی علی یدی

بخش ۱۳ – بیان آنک نور که غذای جانست غذای جسم اولیا می‌شود تا او هم یار می‌شود روح را کی اسلم شیطانی علی یدی

گرچه آن مطعوم جانست و نظر

جسم را هم زان نصیبست ای پسر

گر نگشتی دیو جسم آن را اکول

اسلم الشیطان نفرمودی رسول

دیو زان لوتی که مرده حی شود

تا نیاشامد مسلمان کی شود

دیو بر دنیاست عاشق کور و کر

عشق را عشقی دگر برد مگر

از نهان‌خانهٔ یقین چون می‌چشد

اندک‌اندک رخت عشق آنجا کشد

یا حریص االبطن عرج هکذا

انما المنهاج تبدیل الغذا

یا مریض القلب عرج للعلاج

جمله التدبیر تبدیل المزاج

ایها المحبوس فی رهن الطعام

سوف تنجو ان تحملت الفطام

ان فی‌الجوع طعام وافر

افتقدها وارتج یا نافر

اغتذ بالنور کن مثل البصر

وافق الاملاک یا خیر البشر

چون ملک تسبیح حق را کن غذا

تا رهی هم‌چون ملایک از اذا

جبرئیل ار سوی جیفه کم تند

او به قوت کی ز کرکس کم زند

حبذا خوانی نهاده در جهان

لیک از چشم خسیسان بس نهان

گر جهان باغی از نعمت شود

قسم موش و مار هم خاکی بود

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.