خانه | مولوی | مثنوی معنوی | دفتر چهارم | بخش ۴۵ – قصهٔ شاعر و صله دادن شاه و مضاعف کردن آن وزیر بوالحسن نام

بخش ۴۵ – قصهٔ شاعر و صله دادن شاه و مضاعف کردن آن وزیر بوالحسن نام

شاعری آورد شعری پیش شاه

بر امید خلعت و اکرام و جاه

شاه مکرم بود فرمودش هزار

از زر سرخ و کرامات و نثار

پس وزیرش گفت کین اندک بود

ده هزارش هدیه وا ده تا رود

از چنو شاعر نس از تو بحردست

ده هزاری که بگفتم اندکست

فقه گفت آن شاه را و فلسفه

تا برآمد عشر خرمن از کفه

ده هزارش داد و خلعت درخورش

خانهٔ شکر و ثنا گشت آن سرش

پس تفحص کرد کین سعی کی بود

شاه را اهلیت من کی نمود

پس بگفتندش فلان‌الدین وزیر

آن حسن نام و حسن خلق و ضمیر

در ثنای او یکی شعری دراز

بر نبشت و سوی خانه رفت باز

بی‌زبان و لب همان نعمای شاه

مدح شه می‌کرد و خلعتهای شاه

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.