خانه | مولوی | مثنوی معنوی | دفتر سوم | بخش ۶۶ – رفتن مادران کودکان به عیادت اوستاد

بخش ۶۶ – رفتن مادران کودکان به عیادت اوستاد

بامدادان آمدند آن مادران

خفته استا همچو بیمار گران

هم عرق کرده ز بسیاری لحاف

سر ببسته رو کشیده در سجاف

آه آهی می‌کند آهسته او

جملگان گشتند هم لا حول‌گو

خیر باشد اوستاد این درد سر

جان تو ما را نبودست زین خبر

گفت من هم بی‌خبر بودم ازین

آگهم مادر غران کردند هین

من بدم غافل بشغل قال و قیل

بود در باطن چنین رنجی ثقیل

چون بجد مشغول باشد آدمی

او ز دید رنج خود باشد عمی

از زنان مصر یوسف شد سمر

که ز مشغولی بشد زیشان خبر

پاره پاره کرده ساعدهای خویش

روح واله که نه پس بیند نه پیش

ای بسا مرد شجاع اندر حراب

که ببرد دست یا پایش ضراب

او همان دست آورد در گیر و دار

بر گمان آنک هست او بر قرار

خود ببیند دست رفته در ضرر

خون ازو بسیار رفته بی‌خبر

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.