خانه | مولوی | مثنوی معنوی | دفتر سوم | بخش ۱۹۶ – مکرر کردن عاذلان پند را بر آن مهمان آن مسجد مهمان کش

بخش ۱۹۶ – مکرر کردن عاذلان پند را بر آن مهمان آن مسجد مهمان کش

گفت پیغامبر که ان فی البیان

سحرا و حق گفت آن خوش پهلوان

هین مکن جلدی برو ای بوالکرم

مسجد و ما را مکن زین متهم

که بگوید دشمنی از دشمنی

آتشی در ما زند فردا دنی

که بتاسانید او را ظالمی

بر بهانهٔ مسجد او بد سالمی

تا بهانهٔ قتل بر مسجد نهد

چونک بدنامست مسجد او جهد

تهمتی بر ما منه ای سخت‌جان

که نه‌ایم آمن ز مکر دشمنان

هین برو جلدی مکن سودا مپز

که نتان پیمود کیوان را بگز

چون تو بسیاران بلافیده ز بخت

ریش خود بر کنده یک یک لخت لخت

هین برو کوتاه کن این قیل و قال

خویش و ما را در میفکن در وبال

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.