خانه | مولوی | مثنوی معنوی | دفتر دوم | بخش ۵۲ – گفتن شیخ ابویزید را کی کعبه منم گرد من طوافی می‌کن

بخش ۵۲ – گفتن شیخ ابویزید را کی کعبه منم گرد من طوافی می‌کن

سوی مکه شیخ امت بایزید

از برای حج و عمره می‌دوید

او به هر شهری که رفتی از نخست

مر عزیزان را بکردی بازجست

گرد می‌گشتی که اندر شهر کیست

کو بر ارکان بصیرت متکیست

گفت حق اندر سفر هر جا روی

باید اول طالب مردی شوی

قصد گنجی کن که این سود و زیان

در تبع آید تو آن را فرع دان

هر که کارد قصد گندم باشدش

کاه خود اندر تبع می‌آیدش

که بکاری بر نیاید گندمی

مردمی جو مردمی جو مردمی

قصد کعبه کن چو وقت حج بود

چونک رفتی مکه هم دیده شود

قصد در معراج دید دوست بود

درتبع عرش و ملایک هم نمود

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.