خانه | مولوی | مثنوی معنوی | دفتر اول | بخش ۳۲ – کشتن وزیر خویشتن را در خلوت

بخش ۳۲ – کشتن وزیر خویشتن را در خلوت

بعد از آن چل روز دیگر در ببست

خویش کشت و از وجود خود برست

چونک خلق از مرگ او آگاه شد

بر سر گورش قیامتگاه شد

خلق چندان جمع شد بر گور او

مو کنان جامه‌دران در شور او

کان عدد را هم خدا داند شمرد

از عرب وز ترک و از رومی و کرد

خاک او کردند بر سرهای خویش

درد او دیدند درمان جای خویش

آن خلایق بر سر گورش مهی

کرده خون را از دو چشم خود رهی

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.