خانه | مولوی | مثنوی معنوی | دفتر اول | بخش ۳۰ – نومید کردن وزیر مریدان را از رفض خلوت

بخش ۳۰ – نومید کردن وزیر مریدان را از رفض خلوت

آن وزیر از اندرون آواز داد

کای مریدان از من این معلوم باد

که مرا عیسی چنین پیغام کرد

کز همه یاران و خویشان باش فرد

روی در دیوار کن تنها نشین

وز وجود خویش هم خلوت گزین

بعد ازین دستوری گفتار نیست

بعد ازین با گفت و گویم کار نیست

الوداع ای دوستان من مرده‌ام

رخت بر چارم فلک بر برده‌ام

تا به زیر چرخ ناری چون حطب

من نسوزم در عنا و در عطب

پهلوی عیسی نشینم بعد ازین

بر فراز آسمان چارمین

درباره مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ - ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.