مثنوی معنویدفتر پنجممولوی

بخش ۹۲ – باز خواندن شه‌زاده نصوح را از بهر دلاکی بعد از استحکام توبه و قبول توبه و بهانه کردن او و دفع گفتن

بعد از آن آمد کسی کز مرحمت

دختر سلطان ما می‌خواندت

دختر شاهت همی‌خواند بیا

تا سرش شویی کنون ای پارسا

جز تو دلاکی نمی‌خواهد دلش

که بمالد یا بشوید با گلش

گفت رو رو دست من بی‌کار شد

وین نصوح تو کنون بیمار شد

رو کسی دیگر بجو اشتاب و تفت

که مرا والله دست از کار رفت

با دل خود گفت کز حد رفت جرم

از دل من کی رود آن ترس و گرم

من بمردم یک ره و باز آمدم

من چشیدم تلخی مرگ و عدم

توبه‌ای کردم حقیقت با خدا

نشکنم تا جان شدن از تن جدا

بعد آن محنت کرا بار دگر

پا رود سوی خطر الا که خر

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ، یا وخش، – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ – ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

نوشته های مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *