خانه | دیوان حافظ | غزلیات | غزل ۴۴۵- تو را که هر چه مراد است در جهان داری

غزل ۴۴۵- تو را که هر چه مراد است در جهان داری

تو را که هر چه مراد است در جهان داری چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری
بخواه جان و دل از بنده و روان بستان که حکم بر سر آزادگان روان داری
میان نداری و دارم عجب که هر ساعت میان مجمع خوبان کنی میانداری
بیاض روی تو را نیست نقش درخور از آنک سوادی از خط مشکین بر ارغوان داری
بنوش می که سبکروحی و لطیف مدام علی الخصوص در آن دم که سر گران داری
مکن عتاب از این بیش و جور بر دل ما مکن هر آن چه توانی که جای آن داری
به اختیارت اگر صد هزار تیر جفاست به قصد جان من خسته در کمان داری
بکش جفای رقیبان مدام و جور حسود که سهل باشد اگر یار مهربان داری
به وصل دوست گرت دست می‌دهد یک دم برو که هر چه مراد است در جهان داری
چو گل به دامن از این باغ می‌بری حافظ چه غم ز ناله و فریاد باغبان داری

 

غزل ۴۴۵

درباره حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری برابر با ۷۰۶ - ۷۶۹ هجری شمسی)، شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیش‌تر شعرهای او غزل هستند که به‌غزلیات حافظ شهرت دارند. گرایش حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است او از مهمترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می‌شود. در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان‌های اروپایی ترجمه شد و نام او بگونه‌ای به‌محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هرساله در تاریخ ۲۰ مهرماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار می‌شود. در ایران این روز را روز بزرگداشت حافظ نامیده‌اند.

۳ دیدگاه

  1. عالیه بسیار جالب جواب داد

  2. ممنونم. عالی بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.