خانه | دیوان حافظ | غزلیات | غزل ۳۹۵- گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن

غزل ۳۹۵- گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن

گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن یعنی که رخ بپوش و جهانی خراب کن
بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ را چون شیشه‌های دیده ما پرگلاب کن
ایام گل چو عمر به رفتن شتاب کرد ساقی به دور باده گلگون شتاب کن
بگشا به شیوه نرگس پرخواب مست را و از رشک چشم نرگس رعنا به خواب کن
بوی بنفشه بشنو و زلف نگار گیر بنگر به رنگ لاله و عزم شراب کن
زان جا که رسم و عادت عاشق‌کشی توست با دشمنان قدح کش و با ما عتاب کن
همچون حباب دیده به روی قدح گشای وین خانه را قیاس اساس از حباب کن
حافظ وصال می‌طلبد از ره دعا یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن

 

غزل ۳۹۵

درباره حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری برابر با ۷۰۶ - ۷۶۹ هجری شمسی)، شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیش‌تر شعرهای او غزل هستند که به‌غزلیات حافظ شهرت دارند. گرایش حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است او از مهمترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می‌شود. در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان‌های اروپایی ترجمه شد و نام او بگونه‌ای به‌محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هرساله در تاریخ ۲۰ مهرماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار می‌شود. در ایران این روز را روز بزرگداشت حافظ نامیده‌اند.

یک دیدگاه

  1. معاني لغات غزل (395)
    گلبرگ: برگ گل، كنايه از صورت محبوب.
    سنبل مشكين: سنبل خوشبو و مشك مانند، كنايه از گيسوي محبوب.
    نقاب: روپوش.
    جهاني خراب كن: يك دنيا مردمان را بي تاب كرده تباه ساز.
    بِفشان: بيفشان، بِپَراكن.
    شيشه هاي ديده: (اضافه تشبيهي) ديده ها به شيشه تشبيه شده.
    دور: گردش.
    دورِ باده: به گردش درآوردن جام باده.
    شيوه: راه و رسم، راه و رسم عشوه گري.
    نرگس: (استعاره) چشم.
    نرگس پر خواب مست: چشم خواب آلود مست.
    رشك: حسد.
    نرگس رعنا: گلِ نرگس سر‌برافراشته و خودنماي باغ.
    قدح كش: قدح دَرْكَش، باده بپيما، شراب بنوش.
    عتاب: سرزنش، كج خُلقي، درشتي و تندي در كلام.
    حباب: قُبّه روي آب، غوزه گنبد مانند توخالي كه به هنگام ريزش دانه هاي درشت باران بر روي آب درست شده و به زودي مي تركد و در اصل با فتح (حَ) و در زبان محاوره با ضمّ (حُ) خوانده مي شود.
    وين خانه را: و اين خانه را، كنايه از: اين دنيا را.
    قياس: سنجش، مقايسه كردن.
    اساس: بنياد، پايه.
    مستجاب:‌ پذيرفته، جواب داده شده، برآورده شده.

    معاني ابيات غزل (395)
    (1) با سنبل مُشكبوي (مو) روپوشي بر روي گلبرگِ (رو) بينداز يعني روي خود را بپوشان و مردم دنيايي را بي‌تاب و نگران كن.
    (2) از چهره ات عرق بيفشان و پيرامون بوستان را به مانند شيشه هاي چشم ما پر از گلاب كن.
    (3) چون فصل بهار و گل به مانند روزهاي عمر به شتاب در حال سپري شدن است، اي ساقي (تو هم) براي به گردش درآوردن جام شراب گلرنگ شتاب كن.
    (4) چشم مست خواب آلود خود را با غمزه و ناز باز و ديده نرگس خود‌نماي بوستان را از حسادت فروبند.
    (5) بنفشه را بوييده (در همان حال) زلف نگار را به چنگ آور و به رنگ لاله نظر انداخته (و هم زمان) قصد نوشيدن شراب كن.
    (6) از آنجا كه شيوه و عادت تو آزار و شكنجه عاشقان است با دشمنان شراب بنوش و با ما بد رفتاري و تندي كن‌!
    (7) به مانند حباب بر روي آب ديدگان خود را بر روي پياله شراب باز كرده و اساس اين دنياي بي دوام را با حباب آب مقايسه كن.
    (8) حافظ از راه دعا آرزوي ديدار تو را دارد. خدايا دعاي آزرده دلان را برآور.

    شرح ابيات غزل (395)
    وزن غزل: مفعول فاعلات مفاعيل فاعلن
    بحر غزل: مضارع مثمّن اخرب مكفوف محذوف
    ٭
    حافظ اين غزل را به عنايت به مضمون بيت زير:
    از جان دعاي دولت او مي كنند خلق يا رب دعاي خسته دلان مستجاب كن
    كه از ضياء الدين خجندي شاعر شيرازي اوايل قرن هفتم هجري است به منظور گله و شكايت از شاه شجاع سروده است و صراحتاً در بيت ششم در قالب طنز اشاره به رفتار شاه شجاع كه با رقيبان او گرم گرفته و نسبت به او بي اعتنا ست، دارد و در بيت هفتم بي اعتباري اين دنيا را به او يادآور مي شود و در بيت مقطع غزل با تضمين مصراع ضياء الدين خجندي تقاضاي ملاقات با شاه شجاع را مي كند، به اين معنا كه برخلاف منظور ضياء الدين خجندي براي دولت شاه دعا نكرده بلكه تقاضاي ملاقات و تجديد ديدار دارد تا حضوراً آنچه را در ابيات ششم و هفتم اين غزل سروده بازگو و از شاه شجاع بخواهد تا نسبت به او و خطّ مشي او روي موافقت نشان دهد.
    ذكر اين نكته ضروري است كه حافظ مضمون بيت دوم اين غزل را از خاقاني اخذ نموده است. خاقاني مي‌گويد: گر چشم ما گلاب فشان شد حق است از آنك دلهاي ماست آينه گردانِ صبح گاه
    شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.