خانه | دیوان حافظ | غزلیات | غزل ۲۷۳- اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش

غزل ۲۷۳- اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش

اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش حریف خانه و گرمابه و گلستان باش
شکنج زلف پریشان به دست باد مده مگو که خاطر عشاق گو پریشان باش
گرت هواست که با خضر همنشین باشی نهان ز چشم سکندر چو آب حیوان باش
زبور عشق نوازی نه کار هر مرغیست بیا و نوگل این بلبل غزل خوان باش
طریق خدمت و آیین بندگی کردن خدای را که رها کن به ما و سلطان باش
دگر به صید حرم تیغ برمکش زنهار و از آن که با دل ما کرده‌ای پشیمان باش
تو شمع انجمنی یک زبان و یک دل شو خیال و کوشش پروانه بین و خندان باش
کمال دلبری و حسن در نظربازیست به شیوه نظر از نادران دوران باش
خموش حافظ و از جور یار ناله مکن تو را که گفت که در روی خوب حیران باش

 

غزل ۲۷۳

درباره حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری برابر با ۷۰۶ - ۷۶۹ هجری شمسی)، شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیش‌تر شعرهای او غزل هستند که به‌غزلیات حافظ شهرت دارند. گرایش حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است او از مهمترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می‌شود. در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان‌های اروپایی ترجمه شد و نام او بگونه‌ای به‌محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هرساله در تاریخ ۲۰ مهرماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار می‌شود. در ایران این روز را روز بزرگداشت حافظ نامیده‌اند.

۳ دیدگاه

  1. این فال رو یم دوست عزیز تو بیمارستان برام گرفت…
    دقیقا حرف دل منو زد

    • معانی لغات غزل (273)
      رفیق شفیق : دوست مهربان .
      حریف : همدم، همراه، یار، همکار، هم حَرف .
      حُجره : خانه، اطاق مدرسه .
      شِکَنج : چین و شکن .
      گو، پریشان باش : بگذار پریشان باشد .
      خاطر : فکر، ضمیر، دل .
      گرت هواست : اگر آرزوی داری، اگر میل داری .
      زَبور : کتاب داوود پیامبر که با آواز خوش می خواند، مَزامیرِ داوود .
      زَبور نواز : زبور خوان .
      زبور عشق : (اضافه تشبیهی) عشق به زبور تشبیه شده .
      نوگل : گل تازه، کنایه از معشوق برگزیده .
      طریق خدمت : راه خدمتگزاری .
      آئین بندگی : مقررات خدمتگزاری .
      صید حرم : صیدی که در محدوده حرم زندگی می کند و در دسترس و مستظهر به حمایت صاحب خود است .
      نظر بازی : چشم چرانی، نگاه کردن در خوبان و تماشای محبوبان .
      شیوه نظر : طرز نگاه کردن، روشِ نگریستن .
      نادر : بی همتا، کم نظیر .
      حیران : شگفت زده ، سرگشته و حیران .

      معانی ابیات غزل (273)
      1) اگر دوست مهربانی هستی به پیمان خود پای بند و درخانه و گرمابه و گلزار با دوستت همراه و همدل باش .
      2) چین و شکن زلف پریشان را به دست نسیم مسپار و مگو که (راضی مشو که) دل عاشقان پریشان باشد .
      3) اگر آرزوی همنشینی با خضر پیامبر را داری مانند آب حیات از چشم اسکندر به دور باش .
      4) کارِ هر مرغی نیست که ترانه عاشقانه و سرود و مَزامیر داوودی را بخواند. بیا و گل من باش تا چون بلبل برایت غزل خوانی کنم .
      5) از برای خدا، ارائه طریق خدمت و راه و رسم و مقررات خدمتگزاری را به خود ما واگذار و تو سلطان ما باش (تا بتوانیم به نحو احسن خدمتگزار باشیم) .
      6) بعد از این بر روی صیدی که د رمحدوده حرم و در پناه توست شمشیر مکش و از این کار برحذر و از رفتاری که با ما کرده یی پشیمان باش .
      7) تو به مانند آن شمعی می مانی که همه مجلس را روشن نگاه می دارد، پس به مانند شمع، یکدل و یکزبان بوده و اندیشه و همّت پروانه خود را در نظر گیر و از این فداکاری شادمان باش .
      8) نهایت دلبری و زیباترین شیوه دلستانی در شیوه صحیح نگاه کردن در زیبایان است. پس در طرز نگریستن ( و تشخیص) خود چنان باش که از ممتازان دور و زمانه باشی .
      9) حافظ، چه کسی تو را مجبور کرده که جمال پرستی کرده و سرگشته شوی خاموش باش و از جور و ستمی که محبوب به تو روا می دارد این همه ناله و زاری مکن .

      شرح ابیات غزل (273)
      وزن غزل : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لان
      بحر غزل : مجتثّ مثمّن مخبون اصلم مُسبغ
      *
      از انجایی که منظور اصلی از شرح غزل های حافظ، رسیدن به نحوه تفکّر و برداشت صحیح از مشخصات اخلاقی و کشف ویژگی ها و عکس العمل های او در طول زندگی است، با رسیدن به این غزل که یکی از گویاترینِ این عوامل است، جای آن دارد که تا آنجا که سبب تطویل کلام نشود، درباره آن سخن گفته شود :
      عاقبت پس از سال ها کشمکش و رقابتی که بین حافظ و بد اندیشان و رقیبان جریان داشت و منجر به تبعید او شد، روزی فرا رسید که شاعر به شهر و دیار خود برگشت .
      خوانندگان محترم نباید دچار توهم شده و حافظ با شهرت و عظمت امروزی را ، در آن زمان د رخیال خود مجسم کنند بلکه باید به یک آزاده مرد فاضل و عارف و شاعر و زیرک و با شخصیت بیندیشند که با همفکران و یارانی چند کارگزاری دستگاه حکومتی را داشته و شخصی از لحاظ طرز تفکر، قائم بالذات و از لحاظ امور مادّی و معیشتی، نیازمند بوده و یک چند به سبب این که چرا محافظه کاری نمی کند ، چرا متظاهر و سیاسمتدار نیست، چرا دل و زبانش با هم یکی است و بالاخره چرا به اربابان ریاکارِ طریقت و شریعت می تازد مورد قهر و غضب حاکم وقت بوده و او به تازگی از تبعید باز گشته است .
      این شاعر و کارگزار حکومتی، خواهی نخواهی در بازگشت خود از شاه و وزیر دیدار می کند و ما میخواهیم بدانیم که در این جلسه ملاقات بین طرفین چه سخن هایی ردّ و بدل شده است؟
      اگر صورت مجلس آن جلسه در اختیار ما نیست! شاعر باهوش، مختصر این دیدار را در غزل بالا آورده و ما می توانیم به ایهامات این غزل توجه کرده و گوینده آن را چنانکه باید و شاید باز شناسیم :
      1- در بیت اول شاعر خطاب به شاه شجاع در کمال صراحت و شجاعت پیشنهاد می کند که اگر تو دوست یکرنگی و مایل به ادامه دوستی با من می باشی باید درست پیمان باشی. باید رفیق حجره و گرمابه و گلستان باشی یعنی نباید زیر عهد و قول خود بزنی و همین که خَرَت از پل گذشت دوستان وهمراهان خود را به یکباره از یاد ببری .
      2- باید تشکیلات اداری و حکومتی را به دست دوستان فاقد صلاحیت نسپرده و نباید از این که دوستان و اطرافیان تو پریشان احوال و آزرده خاطر می شوند، بی تفاوت باشی.
      3- اگر مایلی که شخصیت و مقام تو چنان باشد که بعداً تو را به مانند خضر نبی یاد کنند باید از قدّاره بندهایی مانند اسکندر دوری گزینی و دوست و دشمن خود را بشناسی .
      4- مرغی که انجیر می خورد و یا آواز می خواند نوک و حنجره اش با سایر مرغان تفاوت دارد. بیا و حرف و نصیحت بشنو و از این به بعد در کنار این دوستدار و این بلبل غزلخوان راه و رسم غزلخوانی و شیوه مردم داری را بیاموز.
      5- آیین نامه و مقرّرات و طرز و نحوه کار کارگزاران و تدوین مقررات امور دولتی چیزی نیست که تو شخصاً مستبدانه و با امر و نهی از زیر دستان بخواهی. بیا و از برای خدا از این سیاست غلط دست بردار و اینگونه امور را به دوستان مطمئن و مجربِّ خود واگذار و خود به کار سلطنت بپرداز .
      6- از این پس عهد کن که کبوتر حرم را صید نکنی و از کارهای ناشایستی که با من کرده یی قلباً پشیمان باش و سعی کن دیگر تکرار نشود .
      7- تو حکم شمعی را داری که تمام زوایای مجلس را به یک میزان روشن می کند. بنابراین مانند شمع با یک زبانِ روشن و نورانی، روشنی بخش انجمن باش .
      8- کمال معرفت در آن است که انسان پایان کار خود را با نظر عمیق خود بنگرد و راه از چاه بازشناسد بنابراین سعی کن در سیاست کشورداری کاری کنی که از نادران دوران به شمار آیی .
      9- حافظ، اصلاً چه کسی به تو گفت که دنبال این کارها بروی تا این همه رنج و غم و محنت نصیب تو شود. دست بردار و به راه خود برو .
      بیش از این احتیاج به شرح و بسط نیست و هر ساده دلی با تطبیق این ایهامات با ظاهر ابیات غزل، می تواند گوینده آن را کماهو حقّه بشناسد اینک این سخن پیش می آید که آیا به چنین گفته هایی و با این همه مضامین شگفت آور، می شود تنها به ذکر نام غزل عاشقانه اکتفا کرد؟ آیا می توان گوینده آن را که علاوه بر فضل و کمال و ادب و معرفت تا این درجه به دقایق امور کشورداری بصیر و واقف است یک شاعر مدّاح شاه شجاع نام نهاد؟ آیا شخصیّتِ مشابه دیگری مانند او را ما در طول تاریخ ادب فارسی خود سراغ داریم؟
      شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

  2. نتيجه تفال :
    1-خواجه در بتهاي 6-8-9- فرمايد ( هان برمن که صيد حرم تو مي باشم تيغ ستم روا مدار و از ستم و ظلمي که بر دل من روا داشتهاي اظهار پشيماني کن )( نهايت علاقه و زيبايي برا ي عاشقان به يک نگاه کردن است تو هم اي دلبر در آيين دوستي از نوادر روزگار باش) ( اي حافظ سکوت کن و از ستم محبوب ناله مکن زيرا کسي به تو تگفت که بر چهره زيبا نگان کن و سرگشته شو زير خودت عاشق شدي پس جاي شکايت نمي باشد ) خواجه صريح و روشن مطلب را به جنابعالي گفته است
    2-مورد توجه همگان مي باشيد از اين لطف الهي بهره بر گيريد و باقلب پاکي داريد در خدمت فاميل و مردم باش خود را تافته جدا بافته مدان و دست از لجبازي و قهر بردار واز اين و آن گله و شکايت مکن که روزگار هميشه يکنواخت نمي باشد
    3- ازاينکه جنابعالي شخصي بي ريا مهربان صميمي و دل رحم هستيد شکي نمي باشد اما متاسفانه گاو نه من شير مي باشيد
    4-ايننيت هنوز مقدماتش فراهم نمي باش نياز هب زمان بيشتر و کوشش افزون تر دارد ولي بالاخره عملي مي گردد
    5- شخصي قد بلند با موهاي سياه چهار شانه بيني کشديه قصد فريب خانواده شما را ردارد مواظب باشيد
    6- اگر از عاقبت کاري مي ترسي در 5شب متوالي از سوره مبارکه فصلت آيه 30تا 6 آيه بعد از آنر ابخوانيد واثر مهجره آسايش را ببينيد .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.