خانه | دیوان حافظ | غزلیات | غزل ۲۲۳- هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

غزل ۲۲۳- هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود
از دماغ من سرگشته خیال دهنت به جفای فلک و غصه دوران نرود
در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند تا ابد سر نکشد و از سر پیمان نرود
هر چه جز بار غمت بر دل مسکین من است برود از دل من و از دل من آن نرود
آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت که اگر سر برود از دل و از جان نرود
گر رود از پی خوبان دل من معذور است درد دارد چه کند کز پی درمان نرود
هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان دل به خوبان ندهد و از پی ایشان نرود

 

غزل ۲۲۳

درباره حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری برابر با ۷۰۶ - ۷۶۹ هجری شمسی)، شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیش‌تر شعرهای او غزل هستند که به‌غزلیات حافظ شهرت دارند. گرایش حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است او از مهمترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می‌شود. در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان‌های اروپایی ترجمه شد و نام او بگونه‌ای به‌محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هرساله در تاریخ ۲۰ مهرماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار می‌شود. در ایران این روز را روز بزرگداشت حافظ نامیده‌اند.

۳ دیدگاه

  1. با سلام و تشکر از کلیه افرادیکه در تهیه حافظ مستانه تلاش نموده اند.خواهشمندم صاحب نظران در خصوص ابیات زیر که مصرع اول واخر ان از حضرت حافظ است اعلام نظر فرمایند غزل از فردیست متخلص به “سه سه”
    ” هرگزم نقش تو از لوح دل وجان نرود ” هرگز از جام میم،جلوه خوبان نرود
    هرگز از عشق تو ارام نگیرد دل و جان هرگز از دایره کون و مکان جان نرود
    هرگز از ائینه دل نشود مهر تو پاک هرگز آن بلبل شیدا ز گلستان نرود
    هرگز از خال لبت ، دیده بسوئی نرود هرگز از سوز تو این دل پی درمان نرود
    هرگز از دیر مغان پیر به میخانه نرفت هرگز از کوی تو کس نادم و گریان نرود
    هرگز از شمس منور ، ماه سوزان نشود هرگز از آ ن مه خوبان رخ تابان نرود
    هرگز از نای و نئی خاطری اسوده نگشت ” هرگز از یاد من ان سرو خرامان نرود ”

    با تشکر واحترام علی

  2. دوستان عزیز و گرامی!

    آیا می‌توانید به بنده کمکی فرمایید و بگویید این دو بیت در کدام اشعار حافظ گنجانیده شده؟ ممنون:

    شیراز پر غوغا شود شکر لبی پیدا شود

    ترسم که آشوب لبش برهم زند آفاق را

  3. امیــــــــــــــــــــد

    ۱٫ای معشوق!نقش و تصویر تو هرگز از صفحه ی دل و جان من پاک نمی شود؛ هیچ گاه از یاد و خاطر من، تصویر آن یار سرو قامت خوشرفتار محو نمی شود.عاشق واقعی، هیچ گاه معشوق خود را فراموش نمی کند.
    ۲٫ای یار!با همه ظلم و اندوهی که فلک و روزگار، نصیب من کرده، از خاطر و اندیشه ی من عاشق و حیران، نقش دهان زیبا و شیرین تو هرگز بیرون نخواهد رفت.
    ۳٫ای معشوق!در ازل، دل من با زلف زیبا و تابدار تو پیوند عشق و محبت بست و تا ابد پیمان شکنی نخواهد کرد و بر سر عهد خود باقی خواهد ماند.
    ۴٫ای محبوب!هر غم دیگری که در دل بیچاره ی من است، فراموش می شود و از خاطر می رود، به جز غم عشق تو که هرگز از دل عاشق من بیرون نخواهد رفت و فراموش نمی شود.
    ۵٫ای یار!عشق تو چنان در دل و جان من جای گرفته که اگر در این راه، سر خود را از دست بدهم، همچنان عشق تو در دل و جانم باقی است و هرگز بیرون نمی رود.عاشق واقعی، هیچ گاه دست از عشق نمی کشد.
    ۶٫اگر دل من به دنبال زیبارویان می رود، عذرش پذیرفته است؛ زیرا درد عشق دارد و عاشق دردمند اگر در پی درمان درد خود نباشد، چه می تواند بکند؟
    ۷٫هر کس که می خواهد مانند حافظ، حیران و سرگشته نشود، باید به زیبارویان دل نبندد و به دنبال آنها نرود؛ عاشق شدن با سرگردانی و بیچارگی همراه است؛ هرکس به دنبال آرامش است نباید عاشق شود.
    منبع مقاله: باقریان موحد، رضا؛ (۱۳۹۰)، شرح عرفانی دیوان حافظ بر اساس نسخه دکتر قاسم غنی و محمد قزوینی، قم: کومه، چاپ اول.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.