خانه | فردوسی | شاهنامه | منوچهر | بخش ۱۸- آگاه شدن منوچهر از کار زال و رودابه‏

بخش ۱۸- آگاه شدن منوچهر از کار زال و رودابه‏

پس آگاهی آمد به شاه بزرگ

ز مهراب و دستان سام سترگ

ز پیوند مهراب وز مهر زال

وزان ناهمالان گشته همال

سخن رفت هر گونه با موبدان

به پیش سرافراز شاه ردان

چنین گفت با بخردان شهریار

که بر ما شود زین دژم روزگار

چو ایران ز چنگال شیر و پلنگ

برون آوریدم به رای و به جنگ

فریدون ز ضحاک گیتی بشست

بترسم که آید ازان تخم رست

نباید که بر خیره از عشق زال

همال سرافگنده گردد همال

چو از دخت مهراب و از پور سام

برآید یکی تیغ تیز از نیام

اگر تاب گیرد سوی مادرش

زگفت پراگنده گردد سرش

کند شهر ایران پر آشوب و رنج

بدو بازگردد مگر تاج و گنج

همه موبدان آفرین خواندند

ورا خسرو پاک‌دین خواندند

بگفتند کز ما تو داناتری

به بایستها بر تواناتری

همان کن کجا با خرد درخورد

دل اژدها را خرد بشکرد

بفرمود تا نوذر آمدش پیش

ابا ویژگان و بزرگان خویش

بدو گفت رو پیش سام سوار

بپرسش که چون آمد از کارزار

چو دیدی بگویش کزین سوگرای

ز نزدیک ماکن سوی خانه رای

هم آنگاه برخاست فرزند شاه

ابا ویژگان سرنهاده به راه

سوی سام نیرم نهادند روی

ابا ژنده‌پیلان پرخاش جوی

چو زین کار سام یل آگاه شد

پذیره سوی پورکی شاه شد

ز پیش پدر نوذر نامدار

بیامد به نزدیک سام سوار

همه نامداران پذیره شدند

ابا ژنده‌پیل و تبیره شدند

رسیدند پس پیش سام سوار

بزرگان و کی نوذر نامدار

پیام پدر شاه نوذر بداد

به دیدار او سام یل گشت شاد

چنین داد پاسخ که فرمان کنم

ز دیدار او رامش جان کنم

نهادند خوان و گرفتند جام

نخست از منوچهر بردند نام

پس از نوذر و سام و هر مهتری

گرفتند شادی ز هر کشوری

به شادی درآمد شب دیریاز

چو خورشید رخشنده بگشاد راز

خروش تبیره برآمد ز در

هیون دلاور برآورد پر

سوی بارگاه منوچهر شاه

به فرمان او برگرفتند راه

منوچهر چون یافت زو آگهی

بیاراست دیهیم شاهنشهی

ز ساری و آمل برآمد خروش

چو دریای سبز اندر آمد به جوش

ببستند آئین ژوپین وران

برفتند با خشتهای گران

سپاهی که از کوه تا کوه مرد

سپر در سپر ساخته سرخ و زرد

ابا کوس و با نای روئین و سنج

ابا تازی اسپان و پیلان و گنج

ازین گونه لشکر پذیره شدند

بسی با درفش و تبیره شدند

چو آمد به نزدیکی بارگاه

پیاده شد و راه بگشاد شاه

درباره فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۱۹ خورشیدی، ۳۲۹ هجری قمری - درگذشتهٔ پیش از ۳۹۷ خورشیدی، ۴۱۱ هجری قمری در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایران است. فردوسی را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.