خانه | فردوسی | شاهنامه | پادشاهی هرمزد دوازده سال بود

پادشاهی هرمزد دوازده سال بود

بخش ۱ – پادشاهی هرمزد دوازده سال بود

بخندید تموز بر سرخ سیب همی‌کرد با بار و برگش عتاب که آن دسته گل بوقت بهار بمستی همی‌داشتی درکنار همی باد شرم آمد از رنگ اوی همی یاد یار آمد از چنگ اوی چه کردی که بودت خریدار آن کجا یافتی تیز بازار آن عقیق و زبرجد که دادت بهم ز بار گران شاخ تو هم بخم همانا که …

بیشتر بخوانید »

بخش ۲ – آغاز داستان

یکی پیر بد مرزبان هری پسندیده و دیده ازهر دی جهاندیده‌ای نام او بود ماخ سخن‌دان و با فر و با یال و شاخ بپرسیدمش تا چه داری بیاد ز هرمز که بنشست بر تخت داد چنین گفت پیرخراسان که شاه چو بنشست بر نامور پیشگاه نخست آفرین کرد بر کردگار توانا و داننده روزگار دگر گفت ما تخت نامی …

بیشتر بخوانید »