خانه | فردوسی | شاهنامه | فریدون | بخش ۱۶- آگاهى شدن سلم و تور از منوچهر

بخش ۱۶- آگاهى شدن سلم و تور از منوچهر

به سلم و به تور آمد این آگهی

که شد روشن آن تخت شاهنشهی

دل هر دو بیدادگر پر نهیب

که اختر همی رفت سوی نشیب

نشستند هر دو به اندیشگان

شده تیره روز جفاپیشگان

یکایک بران رایشان شد درست

کزان روی شان چاره بایست جست

که سوی فریدون فرستند کس

به پوزش کجا چاره این بود بس

بجستند از آن انجمن هردوان

یکی پاک دل مرد چیره‌زبان

بدان مرد باهوش و با رای و شرم

بگفتند با لابه بسیار گرم

در گنج خاور گشادند باز

بدیدند هول نشیب از فراز

ز گنج گهر تاج زر خواستند

همی پشت پیلان بیاراستند

به گردونه‌ها بر چه مشک و عبیر

چه دیبا و دینار و خز و حریر

ابا پیل گردونکش و رنگ و بوی

ز خاور به ایران نهادند روی

هر آنکس که بد بر در شهریار

یکایک فرستادشان یادگار

چو پردخته‌شان شد دل از خواسته

فرستاده آمد برآراسته

بدادند نزد فریدون پیام

نخست از جهاندار بردند نام

که جاوید باد آفریدون گرد

همه فرهی ایزد او را سپرد

سرش سبز باد و تنش ارجمند

منش برگذشته ز چرخ بلند

بدان کان دو بدخواه بیدادگر

پر از آب دیده ز شرم پدر

پشیمان شده داغ دل بر گناه

همی سوی پوزش نمایند راه

چه گفتند دانندگان خرد

که هر کس که بد کرد کیفر برد

بماند به تیمار و دل پر ز درد

چو ما مانده‌ایم ای شه رادمرد

نوشته چنین بودمان از بوش

به رسم بوش اندر آمد روش

هژبر جهانسوز و نر اژدها

ز دام قضا هم نیابد رها

و دیگر که فرمان ناپاک دیو

ببرد دل از ترس کیهان خدیو

به ما بر چنین خیره شد رای بد

که مغز دو فرزند شد جای بد

همی چشم داریم از آن تاجور

که بخشایش آرد به ما بر مگر

اگر چه بزرگست ما را گناه

به بی‌دانشی برنهد پیشگاه

و دیگر بهانه سپهر بلند

که گاهی پناهست و گاهی گزند

سوم دیو کاندر میان چون نوند

میان بسته دارد ز بهر گزند

اگر پادشا را سر از کین ما

شود پاک و روشن شود دین ما

منوچهر را با سپاه گران

فرستد به نزدیک خواهشگران

بدان تا چو بنده به پیشش به پای

بباشیم جاوید و اینست رای

مگر کان درختی کزین کین برست

به آب دو دیده توانیم شست

بپوییم تا آب و رنجش دهیم

چو تازه شود تاج و گنجش دهیم

درباره فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۱۹ خورشیدی، ۳۲۹ هجری قمری - درگذشتهٔ پیش از ۳۹۷ خورشیدی، ۴۱۱ هجری قمری در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایران است. فردوسی را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.