شهریور
۱۳۸۸
من گنجشک نیستم
باد سردی میوزد و من دستهایم را فرو میکنم توی جیبهای پالتوم.
کوهی میگوید: «وقتی روحی وحشی شد باید رامش کرد. باید شستوشوش داد. البته روحهایی هم هست که هیچ وقت رام نمیشن. خوشبختانه یا بدبختانه ما آدمها، ضعیف هستیم. خیلی ضعیف. با یه ذره فشار کارمون ساختهس. بعضیها معتقدند فشار یه موهبته، یه معجزهس که با اون میشه خیلی کارها کرد به شرطی که دقیق و به موقع و به اندازه از اون استفاده کنیم.
خوب فشار انواع و اقسامی داره اما نتیجهی همهی اونها یه چیز بیشتر نیست: بازسازی روح آدمها. در واقع کار فشار یه نوع استحالهس. روح مربع رو میکنه دایره. روح دایره رو میکنه مثاث. میفهمید چی میگم؟ روح سبز را میکنه آبی. روح آبی را میکنه قرمز. طوری تغییر میده که حتی خود طرف هم نمیفهمه چه اتفاقی افتاده.»
«قسمتی از کتاب من گنجشک نیستم نوشته مصطفی مستور»

















